سيد محمد كمره اى

860

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

انتقاد رعد از نصرت الدوله يكشنبه 13 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى قدرى مشغول تحرير ، زن‌ها مشغول پختن آش رشته ، من هم دو به ظهر به حمام رفته ، از حمام بيرون آمدم . شيخ حسن خان را ديده ، اظهار داشت كه به خانه جديدمان برويم . قدرى با آقا شيخ حسن خان نشسته ، روزنامهء رعد را كه تاخت به نصرت الدوله كه منع از نوشتن مطالب متعلقه به مستنطق مدعى العمومى عدليه در خصوص انتحار ميرزا جواد خان نموده بود ، آورده ، مىخواند . بعد ناهار به اصرار بنده را نگاه داشت . دم‌پخت و نان پنير و سبزى و ماست خورده . بعد چايى و صحبت . بعد دو دست شطرنج . جشن مشروطيت بعد بيرون آمده به خانه آمدم . كاغذهاى پست را برداشته به پستخانه دروازه قزوين انداختم . بعد دكان آقا ميرزا عباسقلى خان رفته ، قدرى صحبت ، از آنجا به دكان سيف الله ، از آنجا به‌طرف مجلس رفته ، چراغانى و تزيينات در جلو مجلس و حياط و اطاق‌هاى بالا بالتمام . وارد شدم . به تالار بالا رفته ؛ مستوفى ، موتمن الملك ، صمصام السلطنه ، عين الدوله ، مجد الدوله ، اعيان و اشراف و رييس الوزراء ، سپهدار ، صارم الدوله ، نصرت الدوله ، نصير الدوله ، سفراى متفقه همه بودند . وارد تالار شده ، اتفاقا نزديك حكيم الملك ، معاضد السلطنه و منصور السلطنه واقع شدم . تا ساعت دو از شب نشسته ، چايى و شيرينى و صحبت با نزديكان و شوخى مىنمودم . بعد بلند شده تماشاى بعضى از تالارهاى ديگر را هم نموده ، پايين آمدم . صحن مملو از جمعيت . كارت دعوت خود را به آقاى زنوزى داده كه ايشان هم بروند بالا تماشا نمايند . بعد بيرون آمده شنيدم بعد از رفتن من ، رييس الوزراء از جمعيت زياد كه بود به واسطه آنكه « الخائن خائف » ترس برداشته ، معروف بود كه نشست تا خلوت شود ، فهميد كه طول مىكشد ، حكم كرده بود كه مردم را از صحن مجلس بيرون نمايند ؛ به زور مردم را بيرون كرده بودند و خيلى اسباب تنفر مردم و بدگويى شده بود . بعد بيرون آمده به خانه آمدم . شام آش سركه خورده ، با نان و پنير بعد خوابيديم .